پیدا





۲۰۴۹

درخواست حذف اطلاعات

آقاااا سرماخوردگی چی بود این وسط؟ البته دوسش دارم چون ویروس های یار دله اومده توو جونم????????این سرماخوردگی با سرماخوردگیای دیگه فرق داره اینو خیلی دوسش دارم ???????? ب می گه از من گرفتی خودمو نمی بخشم مقصرش منم و اینا،میگم مهم اینه من احساس بدی نسبت به این حالم ندارم و راضیم ازش ????واقعنم همینطوره اینارو برا دلگرمی اون نگفتم????مامان از صب لیمو ترش و آب جوش اینا به خوردم داده???? یکم پیشم بخور دادم وحس عرق باس برم -_- کلییی کار دارممم #یار دل رفته کوه،دعوتش همکاراش،ساعت۵میخوادبیاد بریم ????⁦❤️⁩ # ژله بستنی انار درست تهشم انار ریختم یه چیز خیلی خوووبی شده خودم باورم نمی شه⁦????من درآوردی بود ولی خیلیی خوب شده???? فقط حس می کنم یکم شیرینش کمه که بهتر ???? من که از شیرینی جات متنفرم???? مزه شو دوس دارم با وانیل و انار قاطمی شده ملس شده ???? # سالاد ماکارونی هم تقریبا داره آماده میشه،آقاا من و یار به شدت فلفل خوریم غذا رو پر از فلفل های سبزِ تند ????خدا به داد معدمون برسه ???? بایدبذارمش یخچال خودشو بگیره،من سرماخوردم مزه اینا نمی فهمم،از داداشم بعنوان چشنده ی غذا استفاده میکنم????طفلی سوخت اصن یه وضعی ???? #آهنگ زندگی از چق خوبهههه از ب هی دارم پلی می کنم و حرکات موزون و اینا???????????? البته ریتمش به حرکات موزون نمیخوره ولی من با هر ریتمُ آهنگی می پرم بالا پایین مهم لذت بردنه حتا با آهنگ بانو ????????



۲۰۵۳

درخواست حذف اطلاعات

ماشا الله چه بارونی میومد کل بُ تا صبح ⁦❤️⁩???? عاالی بود ???? پر از حس و حال مثبت و قشنگ ، من که عاشق صدای خوردنِ بارون به شیشه ام حس خیلی قشنگی داره ???? خداروشکرررر واقعا شهرمون پر از قشنگی شده ، دیروز از اتوبوس که پیاده شدم تا برسم خونه شدیییید بارید و قشنگ از سر تا پا خیس شدم لباسمم نازک بود کلی سردم شد ولی خیلییی اون لحظه رو دوس داشتم???? خدایا مرسی بابت بارون، مرسی بخاطر نعمات قشنگت ، مرسی که هستی و دنیامون و قشنگتر از هر لحظه می کنی .... # فردا امتحان و ارائه رو باهم دارم :)) خدایا کمکم کن بتونم ..



۲۰۵۴

درخواست حذف اطلاعات

ب بهش میگم چرا من برات مهمم؟ می گه چون رفیقمی، میگم همه ی رفیقات برات مهمن و نگرانشون می شی ؟ می گه تو رفیقمی ، و من جز تو هیچ رفیق دیگه ای ندارم،میگم پس دوستات چی؟ میگه اونا فقط دوستمن، ولی تو رفیقمی ، رفیق نزدیکتر از دوسته، رفیق فراتر از یه همراهه رفیق درجه ش با ارزش تر و جایگاهش بالاتر از دوسته ... # عزیزدلم ⁦❤️⁩



۲۰۵۸

درخواست حذف اطلاعات

هفته ی پر فراز و نشیبی بود :) پر بودم از ، غم ، شادی سر در گمی ، گریه ، قهقهه ، دلتنگی ، و...خلاصه جمع کثیری از حسهای مختلف رو در وجودم تجربه ???? امروز رو ولی یه جور دیگه دوست داشتم ⁦❤️⁩ افتتاحیه یه کافه دعوت شده بودیم و کلییی خوش گذروندیم :) چقدر شیطونی کردیمُ انرژیمون تخلیه شد ???????? توو ماشین هم همش ادا در میاوردیم و می یدیم :)) تاثیرات کافه هنوز کامل از بین نرفته چون وقتی هرکدوممون میره کاری انجام بده همچنان کمرُ می چرخونه و زیر لب آهنگ می کنه????⁦❤️⁩ # فردا بازم امتحان-__- و بازم هیچی نخوندم -__- خداروشکر کتاب از آموخته های قبلیمه بیشترشو بلدم :)) # خدا جونم :* توو غما ، شادیا ، سرخوشیا حتی توو لحظه ای که چشام از شور و شوق برق می زنه حضور پررنگ و سبزتُ احساس می کنم ???????????? بابت همه ی روزهای قشنگُ حتی سختی که برام این هفته رقم خورد ازت سپاسگزارم ???????????? بووووس رو لپ هات مهربون ترین ... # لبخند خدا بدرقه ی آ هفته تون :) برا هرکی که این پستُ می خونه زیباترین هارو آرزو می کنم .



۲۰۴۶

درخواست حذف اطلاعات

عصری پیام داد کجایی ، منم داشتم می رفتم بیرون با دوستم، گفتم فلان جا ، گفت باش میام دنب ، گفتم میخوام قدم بزنمو تنها باشم و اینا گفت همونجا وایسا لطفا میام دنب ???? هیچی دیگه! عزیزِ دلم اومد پیشم ???? گفتم که پیشش گارد می گیرمو اینا؟ پرو پرو بجا اینکه اون ناراحت باشع من قیافه گرفته بودم واای از تصورش خندم می گیره ????⁦❤️همین که سوار شدم گفت وای خدا قیافه شو الان کی باید ناراحت باشه؟ ????⁩ طبق معمول یارم با شیوه های مخصوص دلمو به دست آوردُ باهم شام خوردیم و همه چی حل و فصل شد! ????⁦❤️راجع به اون موضوع هم کلی حرف زدیمو اتفاقا اصلا هم با کار م مخالف نیست فقط میگه تا کار بهتر پیدا کنی همینجا رو برو ????⁩ الهی بمیرم شدید سرماخورده بود و حالش اصلا خوب نبود ولی با این حال کنارم موند تا دیر وقت که مامانمینا بیان خونه بعدش که مطمئن شد اومدن رفت ????⁦❤️⁩ #خدایا شکرت شکرت شکرت ????⁦❤️⁩???????? # اینطوری نمی شه خیلی شرمندم کرد ???? باید آ هفته اینا براش یه چیزی بگیرم تا کامل از دلش دربیارم .. # دستمو گرفته زل زده توو چشام می گه خُلی بخدا! قیافه جدیتم قشنگه فرشته ی شیطونم ????????⁦♥️⁩ # برام جالبه ، ما که مثلا ارتباط خاصی بینمون نیست و قول و قرار ازدواج هم نذاشتیم ، چطور انقدر باهم صمیمی و به هم م؟ این چیزایی که بینمونه رو همه دارن بجز همین دوستای معمولی???? مثلا یهو برمی گرده می گه فقط مال منی تو :) اینا برام هم قشنگن هم تعجب آور ... الهی شکرت :* ۱۵ آبان ِِ ۱۳۹۷ ثبت شد برامون :) ⁦♥️⁩



۲۰۴۷

درخواست حذف اطلاعات

من آدمیم که تحت هیییچ شرایطی نمیرم مگر رو به موت باشم و هرگز قرص نمی خورم مگه اینکه بازم رو به موت باشم و شرایط خیلی حاد باشه،نمی دونم جو خونه چطوریه وقتی میام خونه سردرد میگیرم و کل کاسه ی سرمو میگیره و به مرور بدتر می شم خصوصا با فعالیت تشدید می شه ???????? همشم وقتی میام خونه این اتفاق می افته خیلی بندرت پیش میاد که بیام خونه و حالم خوب باشه،همه ی دریچه مریچه ها و آبگرمکن و لوله ی گازم چک کردیم هیچ نشتی نداشته ولی من و مامان هرروز سردرد داریم???? حالا اگه برم مهمونی یا خونه نباشم حالم کاملااا خوبه ... # امروز قرص خوردم یه ساعتی می شه که کاملا خوب شدم، یار دل می گه از فکر و خیالِ زیادیه تو خیلی فکر می کنی ُ یه چیزی و بیش از حد توو ذهنت حلاجی می کنی ???? راستم می گه،ولی سر دردِ مامان چی می شه این وسط؟عایا اونم مث من زیاد فک می کنه که هرروز سر درد داره؟ # امروز به بابا میگم خونه رو جادو برو باطل السحر بگیر هممون خوب می شیم میگه اگه جادوئه چرا من و داداشت سر درد نمیگیریم دخترم؟ ???????? الان معلومه زده به سرم نه؟ چون اصلا به این چیزا اعتقاد ندارم ولی از آدما هیچی بعید نیست والا ???? بنظر شما دلیلش چی می تونه باشه؟



۲۰۴۲

درخواست حذف اطلاعات

خدا برای هر همون اندازه وجود داره که ما بهش ایمان داریم ⁦⁦❤️⁩ نمیخوام بگم حکما و حتما ، و قصد تبلیغ و ترویج رو هم ندارم،ولی از وقتی تصمیم گرفتم خالصانه و از صمیم قلبم خدارو توو زندگیم پیدا کنمو عبادتش کنم زندگیم عوض شد :) این تحول خیلی قشنگ بود ، خیلی حرفه بین عشقُ عادت،من از وقتی با عشق سر و ستایش معبودم ایستادم زندگیم شروع کرد به تغییر ، یه خلا همیشه توو زندگی من بود ولی با آرامشی که از م و خدام می گرفتم جبران می شد .... #باهاش حرف بزنید :) حتا اگه هم نمیخونین،توو هر اعتقادی هستین، حتا با لاکِ روی ناخنتون باهاش حرف بزنین⁦❤️⁩ خدا تنها یه که عاشقانه پای حرفاتون می شینه و روی تک تک جملاتی که از ذهنتون خارج میشه تعصب خاص داره ! این موجود دوست داشتنی رو توو زندگیتون پیدا کنین و براش وقت بذارین،اطمینان می دم بهتون عاشقش می شین ...و اونم براتون معجزه می کنه! #شبت بخیر روشنایی روزها و درخشش شبهام، خالق یکتا و اهورای یگانه ی من ⁦❤️⁩???? شکرت خدا



۲۰۳۲

درخواست حذف اطلاعات

ازین دیدارهای یهویی و″ خیلی فوری ″ ???? یار دلم فردا با بچه های شرکت می ره ماسوله اومده بود ببینمش که با خیال راحت بره ???? شاگردشو بخاطر یه ساعت دیدارمون گفته بود یه ساعت دیرتر بیا ولی،بازم نمی تونست بره، می گفت نمی دونم چرا نمی تونم ازت جدا شم برم ???? هی می گفت ۵ دیقه هم بمونیم بعد بریم????⁦❤️⁩، دلم تنگش بود واقعا ،خدایا خیلی شکرت خیلی خیلی خیلی .. ???????????? # سرکوچه پیاده م می کنه می گه رسیدی خونه زنگ بزن بهم،میگم خونمون همینجاست ها،دوسه تا در بالاتر،می گه دلم میمونه پیشت ⁦❤️⁩ زنگ بزن خیالم راحت شه رسیدی،من نمیرم براش؟???? # میگه این چند روزُ خیلی سرم شلوغ بود ولی هر لحظه توو فکرم بودی،هستی،خواهی بود،این سه روز رو هم خودم میرم ولی دلم پیشته⁦❤️⁩ توو اوج ساعت کاری و شلوغش زنگ می زنه بهم و می گه حواسم بهت هست،فک نکن توو شلوغیا یادم می ریااا ????⁦❤️⁩ و تکرار می کنم آیا نمیرم براش؟؟! # صورتُ ته ریششُ چشای خمارش، دستاش و بوی عطر تنش، نگاهای نافذش ، قربون صدقه رفتناش، ناز کشیدناش وقتی قهر می کنم،همه و همه و همشُ دوست دارم⁦❤️⁩ چاووشی می گه همه چیت مالِ منه،سندش به نا ! # خدایانمی دونم چیکار که این فرشته رو بهم دادی،فقط به شکرانه ش می تونم سجده ی شکر به جا بیارم:) خیلی مَردی خدا ???? دوستت دارم # آقااا قفلم رو آهنگ جدید شهاب تیام ???? توو ماشین و اتوبوس و حتا پیاده با هندزفری در حال گوش ????″من بمیرم واسه اون لحظه که بهم،وقتی دستاتو سپردی تووی تاریکی بهم،وای عزیزم وای همه چیزم ، تو می تونی, بهم بریزم????????????????????″ ۱ آبان ۱۳۹۷ ثبت شد برامون :* ممنون خالق زیبای لحظات قشنگ ما⁦❤️⁩



۲۰۳۳

درخواست حذف اطلاعات

نشستیم احضار روح ۱و ۲ رو نگا کردیم اونم چییی :)) نصف شبی و با چراغای خاموش،کلی حال کردیم ???? ولی خیلی ترسیدیم خ خصوصا ۱ اش خیلی ترسناکتر از ۲ بود :)) کرک و پرامون ریخت ولی ارزششو داشت کلی کالری سوزوندیم ... #همیشه به مسائل ماورا علاقه داشتم و شدید پیگیرش بودم، به مسائل ماورا طبیعی و اجرام آسمانی و کلا چیز میزای فرا زمینی :)) خیلی جالبه ولی خطرناکم هست،این ارو طبق واقعیت ساختن اینش براش جالب تر و عجیب تر بود :)



۲۰۳۶

درخواست حذف اطلاعات

اومده پیشم می گه امروز از صبح به فکر این بودم که ببینمت باخودم گفتم امروز آسمون به زمین بیاد باید بیام ببینمت،گفتم چرا از صبح بهم نگفتی که کِیف بشم؟ میگه خواستم یهو بگم که خیلی خوشحال بشی:)) ⁦♥️⁩ # هرچی پیتزا می ه رسیدشو توو یه قسمت از کیف پولش یادگاری نگه می داره :)) خلِ خودمه :)) # بهش میگم آهنگ شاد بذار چرا اصفهانی گوش میدی؟ میاد همه ریمی های شاد ِِ دهه ی گذشته رو میذاره خودشم باهاش ادا در میاره پشت فرمون :)))) کلی خندیدم بهش:))) دستمو سفت میگیره با دست چپش به زور دنده عوض می کنه میگم راحت باش من فرار نمیکنم رانندگیتو ،میگه نهه باید یاد بگیرم با دست چپم دنده عوض کنم:)) یهو دستمو می بره بالا و میبوسه ⁦♥️⁩ما هیچ ما نگاه :)) دیوونه ی این کاراشم اصن ... ???????? ۶ آبان ۱۳۹۷ ثبت شد برامون:* شکرت خالقم



۲۰۳۷

درخواست حذف اطلاعات

گفته برای واحدِ عملیِ درسمون یه روانشناسی و ببینیم و اختلالهای موجود توو شخصیتای مختلف ُ تحلیل کنیم و توو کلاس ارائه بدیم:) دلم میخواد اتاقُ تحلیل کنم یا ِ her نمی دونم شما پیشنهادی دارین؟ ی روان شناسی خوب دیده که معرفی کنه ببینم؟



۲۰۴۱

درخواست حذف اطلاعات

براتون آرزو می کنم کنار ی قدم بزنین و نفس بکشین که همیشه آرزوشو داشتین :) برا من که کنارش نفس کشیدن بهترین حس دنیاست،شنیدن صدای ضربان قلبش بهترین موسیقی دنیاست! مطمئن نیستم این حسی که دارم همونیه که باید باشه ،ولی به پاکی و قداستش ایمان دارم،نمیگم قبل اون هیچ توو زندگیم نبوده،اتفاقا تجربه های اشتباه کم نداشتم،ولی با افتخار می تونم بگم این آدم بهترین تجربه ی زندگیِ منه :) طوری که وقتی می خوام از پیشش برگردم خونه غصه م میگیره!این حسو هیچوقت نداشتم! هیچوقت تا حالا توو زندگیم انقد به یه نفر نزدیک نبودم! احساس می کنم بعدِ ی ال و نیم دیگه جزوی از زندگیِ هم شدیم ! من باهاش حس هایی و تجربه که هیچوقت قبل این نفهمیده بودمشون،مث اون لحظه ای که سرمو میچرخونه سمت خودشو با انگشتش و با ظرافت خاصی موهامو از جلو چشام کنار می زنه یا نوازش می کنه دقایقی بدون اینکه حرفی بزنیم خیره میشیم توو چشمایِ هم، توو اوج سکوت،با چشمامون باهم حرف میزنیم:) روح از جسمِ آدم جدا میشه،فوق العاده ست اون لحظه ... از خوبی ها و کمالاتش هرچقدر بگم کمه:) گاهی شک می کنم بهش که این فرشته ست یا آدمه ، اونوقت خودش امروز توو ماشین بهم میگه تو از کدوم ستاره اومدی:)) اونی که از یه سیاره دیگه اومده تویی جونم،نه من ! خدایا هزاران بار شکرت بخاطر این نعمت بزرگ و قشنگت ???????????? ۱۰ آبان ۱۳۹۷ ثبت شد :* ممنون خدای زیبای من !



۲۰۱۲

درخواست حذف اطلاعات

احساس عشق عمیقی نسبت به پدرم در وجودم احساس می کنم:) حس میکنم خیلی دوسش دارم،با همه ی خوبیا و بدی هاش(که نداره) ⁦❤️⁩ حس می کنم تمام دارُ ندارم از دنیا همین یه آدمه،آدمی که باهاش قهر میکنم سرش غر می زنم ولی بازم دلم میره وقتی یه بار صدام می زنه ″دخترم؟" :) :* #دلم میخواد هرروز شاهد موفقیت و خوشبختیش باشم :* خدایا همیشه مراقب این فرشته ی مهربونُ خوش قلبِ زندگیم باش ⁦⁦❤️⁩ #خدا همه ی باباهارو سالم و سلامت برامون نگهشون داره ^^ آمین



۲۰۱۳

درخواست حذف اطلاعات

آدم کیف می کنه از اهمیتی که بهش قائل می شن،آدمایی که پای حرفات می شینن،راهنماییت می کنن و نگرانت می شن :) اینارو باید حلوا حلوا کرد گذاشت رو تخم چشم ????⁦❤️⁩ #مهسا،مبینا، ها،یار دل،دوستم مریم،پرستو و همه و همه و همه ی ایی که هوامو دارن و کنارمن ، عاشق تک تکتونم ... ⁦❤️⁩⁦❤️ #یار دل امروز میاد نمایشگاه ^_^ در پوست خود نمی گنجم،فک کن کلی کتاب باشه واسه ورق زدن و بازدید ،و یه آدمِ پایه و کتاب دوست هم کنارت باشه بنام ″یار″ دیگه آدم چی میخواد از دنیا ؟؟! :)



۲۰۱۴

درخواست حذف اطلاعات

با داداشش اومده پیشم،میگه چرا سرد برخورد کردی باهام ،چرا جاخوردی؟ میگم خب زشت بود پیش داداشت،حالا میگه این کیه چق باهم صمیمی برخورد ،میگه نخیرررر شما عزیزمایی.. ⁦❤️⁩⁦❤️⁩ #ازمن که یه چیزایی بهشون نگفته قطعا؟????



۲۰۱۵

درخواست حذف اطلاعات

خیییلی خوبه که یه نفر باشه،تا دلت میگیره کنارت باشه،حرفایی که به هیچ نمیگی و بهش بزنی،تااازه حرفای نگفتت روهم از چشات بخونه،رفتارای اشتباهتو با نهایت ادب و احترام بهت گوشزد کنه که اصلاحشون کنی و برای تعالی روح و جسمت ،از جونش مایه بذاره :) #خیلی حرفه هااا،یکی تورو بفهمه،بدون اینکه مجبورش کنی! خدایا بخاطر این فرشته ی قشنگ ازت متشکرم :) ???????????? #روزای نمایشگاه کتاب عاالی میگذره :) این روزارو هیچوقت یادم نمیره، مرسی خدا که بازم دستمو گرفتی و کشیدیم بالا،هیچوقت نذار از اون اووج پرت بشم پایین،منو هیچوقت رهام نکن ????????



۲۰۱۰

درخواست حذف اطلاعات

وقتی می فهمه اوضاع زیاد خوب نیست میگه آماده شو میام دنب ،میگم نمیخوام دیر وقته خودم با این موضوع کنار میام میگه میخوام ببینمت اصلا ۱۰ دقیقه دیگه اونجام، آماده می شم،با بغض،با اشک :) #میگه دماغت آویزون نباشه که گازش میگیرما :)) ، کلی باهام حرف می زنه و آرومم می کنه کلی مس ه بازی و ادا درمیاره تا بخندم، باهام حرف می زنه و پا به پام غصه می خوره ???? سرمو می چسبونه به ش و می گه تو قوی تر از این حرفایی نبینمت اینطوری ⁦❤️⁩ گرسنه و خسته از سرکار اومده ولی بازم من براش مهمم و سعی میکنه توو همه ی شرایط کنارم باشه ⁦❤️⁩ #الانم میگه شام چی داری میگم از ظهر یه چیزایی مونده،میگه مونده نخور آماده باش میام بریم پیتزا ... آخه من چی بگم به این حجم از مهربونیش؟؟؟ ⁦❤️ ⁩ خدایا ازت ممنونم !



۲۰۱۱

درخواست حذف اطلاعات

فک کنم یکم داره تغییر تحولات به وجود میاد توو زندگیم???????? مریم دیروز زنگ زد گفت آشنامون اومده زنجان برای نمایشگاه کتاب نیرو میخواد منم اسم خودمو وتورو دادم :) قراره از امروز تا۶ روز دیگه نمایشگاه کتاب باشیم???? باورم نمیشه قراره بازم برم بین یه عالمهههه کتاب ???? قطعا اونجا بهشت من خواهد بود خیلی خوشحالم برا این ۶ روز :) # خدایا بخاطر این اتفاق خوب و یکبار دیگه بودن کنار مریم،بهترین همکار دنیا ازت ممنونم???????????????? شکرررت خیلی زیااد



۲۰۱۲

درخواست حذف اطلاعات

احساس عشق عمیقی نسبت به پدرم در وجودم احساس می کنم:) حس میکنم خیلی دوسش دارم،با همه ی خوبیا و بدی هاش ⁦❤️⁩ حس می کنم تمام دارُ ندارم از دنیا همین یه آدمه،آدمی که باهاش قهر میکنم سرش غر می زنم ولی بازم دلم میره وقتی یه بار صدام می زنه ″دخترم؟" :) :* #دلم میخواد هرروز شاهد موفقیت و خوشبختیش باشم :* خدایا همیشه مراقب این فرشته ی مهربونُ خوش قلبِ زندگیم باش ⁦⁦❤️⁩ #خدا همه ی باباهارو سالم و سلامت برامون نگهشون داره ^^ آمین



۲۰۰۴

درخواست حذف اطلاعات

همیشه قدم زدن توو بازار و نفس کشیدنِ بوی خاصِ محیطش انرژی فوق العاده ای بهم داده،بخاطر همین امروز واسه قدم زدن بازار و سبزه میدون و چارراه انقلابُ انتخاب :) بی نظیر بود ... فضاهای قدیمی با معماری کلاسیک یه حس نوستالژیک خیلی قشنگی بهم میدن،من ُ یار دل جفتمون عاشق سبک زندگی سنتی ایم ???? مثلا یه خونه ی بزرگ دراندشت داشته باشی با درختای آلبالو و پرتقال و توت ، یه حوض بزرگ که دورش شمعدونی بچینی،یه باغچه پر از گلای یاس و میخک ???? فوق العاده ست! ... #فردا یار دل دوره ی سنگ نوردی داره،خدایا مواظبش باش ???????????? #خداجونم خیلی دوستت دارم????یادم نمیره توو روزای سخت زندگیم کجا وایسادی و برام چیکار کردی،عمیقا شکرت ،شبت بخیر اهورا مزدای بزرگ????????



۱۹۷۱

درخواست حذف اطلاعات

عیدت بر من مبارک سید جانم ⁦❤️⁩????



۱۹۷۲

درخواست حذف اطلاعات

هیچی مثل یه عروسی خفن و همراهای خفناک تر حال آدمو خوب نمی کنه ???? اصلا روایت داریم تحت هر شرایطی با هرآهنگی باس بزنی و ب ی :))) اصل شاد بودنه بقیه چیزا فرعیاته ???? #قفلیم رو آهنگِ عشق جانم امین رستمی :))



۱۹۷۳

درخواست حذف اطلاعات

طوری شده که آهن اروبیک و از سایتهای خارجی می کنیم و با مهسا هماهنگ باهم می یم :)))) خداروشکر همه چی خوبه،تنها مشکلم کاره که مطمئنم به زودی اینم حل می شه ! من به بزرگی خدا ایمان آوردم،به کارگشا بودنش .. ???????? خدایا شکررررت جیییغ???????? # داشتیم چت می کردیم می گه داره مهمون میاد برم کمکِ مامان شب پیام میدم،می شه نمرد برا همچین گل پسری ????????؟؟



۱۹۷۵

درخواست حذف اطلاعات

یه حسی که خودمم نمی دونم چیه،بهونه گیری،لجبازی،لوس شدن، بم سر لجبازی من ، ناراحت شد ( عوض اینکه من عذرخواهی کنم بیچاره کلی خودشو کوچیک کرد تا از دلم دربیاره???? ) کلا نمی دونم چه مرگمه :/ دوسش دارم ولی دلم می خواد اذیتش کنم :/ سادیسمی کی بودم من :/ #نمی دونه چقدر برام عزیزه⁦❤️⁩ نمی دونه همه این بهونه ها و لجبازیام از رو دوس داشتنه نمی دونه اخم کنه قلبم وایمیسته بعد برگشته بهم میگه توروخدا بخند طاقت ناراحتیتو ندارم،آخه مگه من دارم دیوونه؟ :) #خدایا شکرت،شکرت،شکرت⁦❤️⁩



۱۹۶۰

درخواست حذف اطلاعات

چرا یه لحظه بیرون نمیری از فکرم؟ لعنتی.... من که منطقی ترین و سرسخت ترین دختر بودم،چطوری انقد بی فکر شدمُ درقبال فکر به تو نمی تونم خودمو کنترل کنم؟ #بسه دیگه خدا جونم ???? نشونه هاو یادگاری هاش از وسایلام میان بیرون،بدتر ازهمه اینه که عطرش رو همه ی کادو ها و یادگاری ها هست،نه دلشو دارم بندازمشون دور،نه می تونم نگاشون کنم درست حس :( موقع برگشتن از امتحانم یکی دقیقااا با مدل و رنگ ماشین اون حتاپلاک شبیه اون دنبالم بود و تا سرکوچه هم اومد یه لحظه فکر خودشه,برگشتم با دقت نگاش ،دیدم اون نیست???? این نشونه ها چه معنی میدن :/ خل شدم.هوووف . ....



۱۹۶۱

درخواست حذف اطلاعات

جالبه:)) تاحالا عید قربان اسباب کشی نکرده بودیم ، اینم خاطره شد برامون! ????⁦❤️⁩ فک کنم این آ ین پستیه که توو این خونه می ذارم، دلم نمی خواد برم ولی مجبورم،این وسط فارسی عمومی هم امتحان دارم نشستم دارم شعرو آرایه ادبی می خونم :)) اصن فضا بد معنویه ???? # ب و سجاده م توو حیاطُ زیر نور ماه خوندن⁦❤️⁩آ ین مغربی که توو این خونه خونده شد،و یه سری عهدُ پیمان ها که با خالق بسته شد⁦❤️⁩ عاشقتم خدا ???????????? هوامو مث همیشه داشته باش ...



۱۹۶۲

درخواست حذف اطلاعات

ب رفتم خونه قدیمی مون که گلدونای لب حوضُ بردارم بیارم،اما از همون دم در که وارد شدم اشک امونمُ برید تا وقتی که برم :( همه ی خاطره ها یکی یکی از جلو چشمم رد می شدنُ تنها واکنشم هق هق بود :) ازهمه بدتر دیدن چهره ی خونه اونطوری خالی و درهم و برهم بود ، خیلی اذیتم کرد این صحنه.... # و بهروزُ مهسا مثلا با ماشین اومدن سمتم که منو بترسونن :)) منم عاشق خودمم که هیچ ع العملی نشون ندادم دلم میخواست واقعا یه نفر باماشین لهم می کرد خلاص می شدم???????? مهسا پیاده شد و چشای منو دید اونم بغلم کرد و گریه کرد..... #می دونی چیه؟ لعنت به خاطراتی که آدماش دیگه نیستن .... ! # و اینم بگم که خواب هاش هنوزم در من ادامه داره ...



۱۹۶۳

درخواست حذف اطلاعات

تابستون کی وقت کرد این همه سریع بگذره؟ اصن چیزی ازش نفهمیدم :/ به معنای واقعی چرت بود و عمرم به بط گذشت:/ الانم مثلا توو تابستونیم ولی شبا انقد سرد می شه حس می کنم توو قطب جنوب بین یخا خو دم :/ از یه طرف بیکاری،یه طرف عوض خونه،یه طرف از دست دادن یار علنا ازهمه طرف سختی و فشار هجوم آوردن و دارن پرس می کنن روحمو ???????? صبح داشتم به می گفتم روزای خوب ما بالا ه کی می رسن؟ :/ #فردا آ ین امتحانمو می دم و بعدش دیگه کاملا بیکارم :| ینی لنتتتت به این بی برنامگی :| متنفرم ازین حسُ حال،کاش هرچه سریعتررر بتونم خودمو با یه چیزی سرگرم کنم،شاید برم چند تا رمان روانشناسی خوب ب م،شایدم دوباره ایروبیک رو تمدید کنم. بدم میاد از روزمرگی #خدا منو یادت نره خب؟ دوستت دارم :(⁦❤️⁩



۱۹۶۴

درخواست حذف اطلاعات

تو انقد خوبی که حتا از دور و چند متری ت هم انرژیِ خوبت بهم می رسه :) مث ب که از اطراف خونه تون رد شدیمُ من سرشار از انرژی مثبت شدم،زیباترین حس برای زندگی.... #یک حقیقت انکار نشدنی وجود داره و اونم اینه که علاقه و دلتنگی من به تو نه تنها کم نشده بلکه بیشتر هم شده،پس اینکه می گن زمان لازمه تا عادت کنی و یادت بره یه حرف کاملا احمقانه س ...



۱۹۶۵

درخواست حذف اطلاعات

اقا ینی چی آخه :| سالن به اون بزرگی و چطوری ۶ دور بدوییم ؟ دیروز امتحان عملی تربیت بدنی داشتم، یعنی نفسم بالا نمی اومد :| تا خود شب سرفه می حس دارم میمیرم واقن :( آب می خوردمم بدتر می شدم گلوم تحریک شده بود و همش سرفه های خشک داشتم متنفررررم ازین سرفه ها ???? خداروشکر یه نفر با شکلات نجاتم داد گف یه چیزی بخور گلوت صاف شه :/ ِ بیچاررم کلی ترسوندم ????????



۱۹۶۶

درخواست حذف اطلاعات

نمی دونم اسمشو چی بذارم،معجزه،یا جواب صبوری هام،یا پاسخ خدا به عهدی که اون شب باهاش بستم،یا نتایج شرکت توو اون دوره شکرگزاری!!! همه چی تقریبا درست شد!!! مامان رفته جلو شرکتشون و بابت همه ی قضاوتا و حرفهای نادرستی که بهش زده عذر خواهی کرده!!! واقعا نمی دونم چی بگم،زبونم بند اومده،باورم نمیشد که من یک بار دیگه دستاشو بگیرم ولی امروز دستاش قفل شده بود توو دستام ..... خدایا هزاران مرتبه شکرت فقط همینو می تونم بگم!!!!!



۱۹۶۸

درخواست حذف اطلاعات

بازم رفتیم اسکیت یو سوار شدیم :)) این بار یه ترسو رو با خودم بردم:)) ریحانه رو ???? یعنی اون بالا فقط دخیل می بستاااا :)) بالا نرفته شرو کرد جیغ زدن منم که کاملاااا ریل و عادی :)) تازه ازون بالا دستم ت می دادم برا مامانینا ???? یار دل هم پیام می داد که نبر بنده خدا ریحانه رو وقتی می بینی می ترسه،گفتم بابا ترس نداره که تاازه باید یادش بدم با ترساش کنار بیاد ???? یار دل رو هم قراره به زودی ببرم اون بالا ???? خودش گفت که نمی ترسه ( ببینیم دگ ) اون بالا حالشو می پرسم:دی #خدایا شکرت :) روزای خوب منم بالا ه رسیدن ... دوستت دارم خالقم ⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩????????????شبت به خیر



۱۹۶۹

درخواست حذف اطلاعات

ماه پیشونی رو بذاره و با خواننده همراهی کنه و برات ادا در بیاره :)) ❤️ دستاتو بگیره و یه لحظه هم ولشون نکنه ..می گم بگو که خواب نمی بینم،زل می زنه توو چشام و می گه بیداری عزیز دلم،می گم شک دارم :) ازبس که تو خوابم بودی،با شفافیت تمام می ترسم اینم خواب باشه،می گه تو اما توو بیداریام بودی،همه جا تو بودی،هرکاری یادم بری نمی رفتی....ذووق ،ذوووق⁦❤️⁩ #میگه منو می بخشی؟ می گم نبخشم چی؟ می گه میمیرم،میگم باشه:)) می گه یعنی برم بمیرم؟ می گم نههه خدا نکنه، دستمو با تمام وجود فشار میده و می گه ″ مرا دگر رها مکن،مرا از این ستاره ها جدا مکن ″ می گم رها کنم چی؟ می خنده .... ????⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁩ #مرررسی که دوتامونم خل آفریدی خدا جووووونم ????????⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦



۱۸۵۰

درخواست حذف اطلاعات

به وقتِ ۲۱ سالگی ... ۲۰ سالگیم پر از تنش بود ، پر از خنده پر از گریه ، پر از احساسهای گنگ و سرگیجه آور ، پر از حسهای مختلف :) ولی در کل سن دوست داشتنی بود ، بیستُ یک سالگی رو اما یه جور خاصی دوست دارم .... خیلی خاص ! مخصوصا اینکه شب تولدم ، افتاده توو این شبای قشنگ و سرنوشت ساز بخاطر شب قدر اما جشن و سرور بپا نکردیم ان شالله بمونه برا بعد ماه رمضون :) خدایا عاشقتم⁦♥️⁩ سرنوشتم و به بهترین شکلی که خودت فکر می کنی بنویس :* دوستت دارم ... # سلام ۲۱ سالگیِ خاصِ من .....



1840 " باغِ کتاب به خاطرات پیوست :) "

درخواست حذف اطلاعات

از 21 فروردین 95 رفتم سرکار، برای دومین بار محیط کار رو با آدماش تجربه ، اونم چه تجربه ای ! کتاب ! یه دنیای متفاوته ، یه دنیای مرموز ، دنیایی که توش هر لحظه یه اتفاق قشنگ می شه و هرروز به تعداد آدمای مرموز این دنیا اضافه می شه :) اینجا با خیلیا آشنا شدم، آدمایی با داستانهای زندگی متفاوت، بچه ها، خانمای مسن و پیرمردای مهربون، همه جور آدم بود ، ، حقه باز ، ساده ،پررو و.... ولی تموم شد :) باغِ کتاب با تمام خاطرات خوب و بدش تموم شد ، جیغ جیغ ای سارا ، رو مخ بودن اعظم، سادگی و متانت بهاره و این اوا مریم ... همه شون تموم شدن ، می تونم به جرات بگم بهترین روزهای زندگیم توو باغ کتاب سپری شد ! خداروشکر ، ناراحت یا غصه دار نیستم ، اتفاقا خیلی مشتاق اینم بدونم خدا بعدِ این برام چی در نظر داره منتها من باغُ خیلی دوست داشتم، حیف جا پیدا نشد و کتابارو فرستادیم تهران، ولی یادُ خاطره ی اونجا تا ابد توو قلبم محفوظه و هیچوقت آدمهای مهم و تاثیر گذاری که توسط اونجا وارد زندگیم شدن رو یادم نمی ره، اگه اونجا نبود خیلی از اتفاقا نمی افتاد ....خیلی از تجربه ها ب نمی شد و زندگی روتین و روزمره ی ل کننده ادامه داشت ! از گوشه ی میدون دروازه رشت که رد بشم همیشه چشمم به اون نبش خیابونُ روبروی مارکت هست که یه زمانی بهترین روزای زندگیم اونجا سپری شد :) # این چند روز آ ُ داشتیم با مریم یاد چیزای قشنگ می افتادیم، یاد مشتری ها و غمِ توی صورتشون از جمع شدن کتابفروشی، هی می گفتیم دلم برای گردُ خاک اینجا تنگ می شه ، دلم برای کتابایی که هیچوقت فروش نرفت تنگ می شه ، دلم برای خل بازیات تنگ می شه ، دلم برای فلان لباست تنگ می شه ! آدم وقتی در آستانه ی از دست دادن یه چیز مقدس و گران بهاست، می شینه حتا خط و خش هایِ اون چیز مقدس رو می شماره، می بوسه و روی چشمش می ذاره، این ذاتِ انسانه، تا چیزی رو از دست نده قدرش رو نمی دونه ! هوووف ، هیچ چیز راکد نیست ، همه چی در حال تغییره، خودتو سازگار کن، تغییر کن! این نشون می ده داری درست زندگی می کنی :) # این چند روز آ همه ی خط قرمزا روگذاشتیم کنار و بی حد و مرز دیوونه شدیم، میزهارو دونه دونه کوبیدیم زمینُ از صدای گوش اش برخورد میز با زمین کلی کیف کردیم، برگه های باطله رو ریز ریز کردیمُ پاشیدیم هوا ، خودمونو شکل دلقک ها کردیمو ادا در آوردیم هر ی هم از پیش ورودی رد می شد بهمون می خندید و ما هم بهشون لبخند می زدیم،تا جایی که هنجره یاری می کرد از ته حلقمون فریاد زدیم و خوندیم " دلم فریااااد می خواهد " و دوباره فریاد کشیدیم ، فریاااد ، فریااااد ! زیر بارون یدیم، خداروستایش کردیم،با عشق کتابارو جمع کردیم ،غصه خوردیم ، خندیدیم ؛ هزاران بار ناامید شدیمُ دوباره امیدمونُ لابه لای کتاب جمع امون پیدا کردیم، ما به سرنوشت کتابها و کتاب فروشی ها غصه مون گرفت ؛ و به حال آدمهایی که هیچوقت کتاب رو ، این دنیای کاغذی رو نشناختن و باهاش انس نگرفتن در دلمان گریستیم ! این پایان سرنوشت باغ کتاب نیست ، دوباره می سازمت وطن ، دوباره می سازمت کتاب ، دوباره می سازمت ....... پ.ن : رفتنی مریمو بغل ُ گفتم لعنتی حتا دلم برای این چربی هایی که هیچوقت آبشون نکردی هم تنگ می شه ! و پایانِ موقت اما غم انگیز باغ کتاب، پنج شنبه سوم داد هزارُ سی صدُ نودُ هفت !